مرتضى راوندى

697

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

طولانى مدنيت بود ، بويژه منسوجات و فرشها نه تنها در بازارهاى داخلى بلكه در بازارهاى خارج از ايران خريداران بسيار و شهرت سزاوار داشت . پيشه‌وران اعم از استادان پيشه‌ور و شاگردان در اصناف و دسته‌هاى گوناگون پيشه‌ورى كه بر رأس آنان نقيبان و استادباشىها و كدخدايان ، اصناف و ريش‌سفيدان قرار داشتند و بر « بنيچه » ماليات هر صنف نظارت مىكردند متشكل بودند و به روحانيان و فئودالهاى محلى بستگى داشتند ولى خود را از جهت معنوى در پناه على مولاى متقيان مىدانستند كه در دوران نهضت جوانمردان و عياران و درويشان ، در ميان قشرهاى فقير مردم نفوذى خاص داشت سهم پيشه - وران در نفوس شهرها موافق برخى محاسبات موجود ، مربوط به نيمه اول قرن 19 بين 18 تا 20 درصد بود و اگر به اين گروه انبوه پيشه‌وران روستايى ( مانند آهنگران و چلنگران ) را نيز بيفزاييم ، آنگاه به اين نتيجه مىرسيم كه پيشه‌وران از طبقات معتبر و پرعدهء جامعهء سنتى ما بوده‌اند « 1 » . بازارها و بازارچه‌هاى سرپوشيده و گذرها و راسته‌ها ، مركز اين اصناف پيشه‌ور و كاسب و بازرگان و عرصهء پرجوش فعاليت توليدى و توزيعى بود . . . علاوه بر بازارهاى دائمى با تيم‌ها و تيمچه‌ها و كاروانسراها و حجرات تاجرنشين آن ، بازارهاى موسمى ، يعنى جمعه‌بازارها و چهارشنبه‌بازارها تشكيل مىگرديد . عوامل نامساعد فئودالى ، مانع تبديل بازارهاى محلى به يك بازار ايرانشمول و رشد سرمايهء صنعتى مىشد . با وجود ظاهرى « قبلهء عالم » و با آنهمه تملقات ، خانهاى خودسر ، اشراف قلدر ، ملاكان زورگو ، فئودالهاى مستبد و خودرأى جايى براى مراعات قوانين شرعى و مقررات عرفى و حصول امنيت و مركزيت باقى نمىگذاشتند ، راهزنى و ناامنى جاده‌ها ، امرى عادى بود . . . هيأت حاكمه از شاه گرفته تا فراشان چه بسا با راهزنان همدست بودند و در اين ميان تنها آفتابه‌دزدها بودند كه براى اندك خطاى ناشى از فقر بچنگ ميرغضبان قبله عالم مىافتادند . وجود سدها و بندهاى گمركى داخلى و ستاندن انواع عوارض راهدارى حركت آزادانهء كالا را دشوار مىساخت . . . ولاة و حكام هرگاه كيسهء خود را به اندازهء كافى پر نمىديدند بازاريان را به زير چوب مىكشيدند و گنجينه‌ها و دفينه‌ها بدينسان بر باد مىرفت ، رباخواران ، راهزنان سدهاى گمركى و وجود وزن‌ها و كيلهاى مختلف در هر ولايت و حتى سكه‌هاى گوناگون مانع استقرار اقتصادى واحد و يكنواخت مىشد و از رشد تدريجى اقتصاد نوين سرمايه‌دارى جلوگيرى مىگرديد . غير از طبقات ممتاز كه از خصوصيات اجتماعى و اقتصادى آنان سخن گفتيم ، در داخل شهرها عده‌اى ستمكش « . . مانند شاگردان دكانها و كارگاههاى پيشه‌ورى ، عمله و فعله ، دستفروشان ، دوره‌گردان يا طوافان ، حمالان ، سقايان و غيره و يا آنها كه زندگى انگل‌وارى داشتند مانند رمالان ، معركه‌گيران ، درويشان ، مرشدان ، گدايان ، يكه‌بزنهاى محلات ، دزدان ، روسپيان و امثال آنها ، مردمى خانه‌بدوش ، يكتاقبا ، بىسروسامان ، گرسنه و نيم‌گرسنه بودند كه بلاياى طبيعى و اجتماعى بدون مانع آنها را گروه‌گروه نابود مىكرد و خود در ژرفاى بىخبرى و سركوفتگى برده‌وار بسر مىبردند . . » « 2 »

--> ( 1 ) . همان كتاب ، از ص 22 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان كتاب ، از ص 38 به بعد .